|
به سراغ من اگر می آیید،پشت هیچستانم. پشت هیچستان جایی است پشت هیچستان رگهای هوا پر قاصدها ی است که خبر می آرند: از گل وا شده ی دورترین بوته ی خاک . روی شنها هم،نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح به سر تپه ی معراج شقایق رفتند. پشت هیچستان،چتر خواهش باز است:تا نسیم عطش در بن برگی بدود. زنگ باران به صدا می آید. آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی ، سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست. به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من....... + نوشته شده در سه شنبه 1387/02/03 7:40 PM توسط بانوی کوچک |
|
| ||||||