و خدایی که در این نزدیکیست...
برای تازه شدن هیچ وقت دیر نیست...
حرفهای ما هنوز ناتمام تا نگاه می کنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی پیش از آنکه با خبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود آی ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چقدر زود ، دیر می شود.... ...
ناگهان... چه زود دیر می شود!
نوشته شده در شنبه 1387/11/19ساعت
6:53 PM توسط قاصدک|
| Design By : Night Skin |

نویسنده : قاصدک
همیشه رفتن رسیدن نیست. ولی برای رسیدن باید رفت. در بنبست، راه آسمانی باز است. پرواز بیاموزیم....
من خدایی دارم که در این نز دیکیست
نه در ان با لاها!
مهربان,خوب, قشنگ
چهره اش نورانیست
گاهگاهی سخنی می گوید با دل کوچک من
ساده تر از سخن ساده من
او مرا می فهمد
او مرا می خواند, او مرا می خواند
یاد او ذکر من است در غم و شادی
چون به غم می نگرم ان زمان رقص کنان می خندم
که خدا یار من است
که خدا در همه جا یاد من است
او خداییست که همواره مرا می خواهد...
یک نفر دلش شکسته بود / توی ایستگاه استجابت دعا / منتظر نشسته بود / منتتظر،ولی دعای او / دیر کرده بود / او خبر نداشت که دعای کوچکش / توی چار راه آسمان / پشت یک چراغ قرمز شلوغ گیر کرده بود
او نشست و باز هم نشست
روزها یکی یکی
از کنار او گذشت
*
روی هیچ چیز و هیچ جا
از دعای او اثر نبود
هیچ کس
از مسیر رفت و آمد دعای او
با خبر نبود
*
با خودش فکر کرد
پس دعای من کجاست؟
او چرا نمی رسد؟
شاید این دعا
راه را اشتباه رفته است!
پس بلند شد
رفت تا به آن دعا
راه را نشان دهد
رفت تا که پیش از آمدن برای او
دست دوستی تکان دهد
رفت
پس چراغ چار راه آسمان سبز شد
رفت و با صدای رفتنش
کوچه های خاکی زمین
جاده های کهکشان
سبز شد
*
او از این طرف، دعا از آن طرف
در میان راه
باهم آن دو رو به رو شدند
دست توی دست هم گذاشتند
از صمیم قلب گرم گفت و گو شدند
وای که چقدر حرف داشتند
*
برفها
کم کم آب می شود
شب
ذره ذره آفتاب می شود
و دعای هر کسی
رفته رفته توی راه
مستجاب می شود...
هرگاه سخنی را به آهستگی به زبان آوردی و پنداشتی کسی را توان شنیدن آن نیست بدان که خداوند میتواند...
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدا با من است،
که فرشته ها برایم دعا میکنند،
که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد.
یادم باشد که قاصدکی در راه است،
که بهار نزدیک است،
که فردا منتظرم می ماند،
که من راه رفتن می دانم و دویدن،
و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدای من اینجاست همین نزدیکیها،
و من، تنها نیستم
...........................................
............M Y G O D.........
You make me strong.
You make me weak
........You lift me off my feet
You give me hope when all my dreams seem like they're out of reach
You make me understand the way a perfect love should be.
You take me to a place so high, I never wanna leave.
I feel you in my side all over..........
I can't imagine life without you by my side.
when the pain is holding me.......
.i think to you and Your touch just sets me free.
you help me.....
..you like me .......
and i dont underestand
###############
آدمـک آخــرِ دنيــاست ، بخند
آدمـک مـرگ هـمین جاست، بخند
آن خـدايي که بـزرگش خوانـدي
به خـدا ، مثـل تـو تنهـاست ، بخند
دستخطي کـه تـو را عاشـق کرد
شوخـيِ کاغــذي ماسـت ، بخند
فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است
فکر کن گريـه چـه زيباست، بخند
صبحِ فردا به شبت نيست که نيست
تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند
راستـي آنچـه بـه يــادت داديم
پَر زدن نيست کـه درجاسـت، بخند
آدمــک نغمــة آغــاز نخوان
به خــدا آخــر دنيـاست ، بخند
همیشه رفتن رسیدن نیست. ولی برای رسیدن باید رفت. در بنبست، راه آسمانی باز است. پرواز بیاموزیم....
من خدایی دارم که در این نز دیکیست
نه در ان با لاها!
مهربان,خوب, قشنگ
چهره اش نورانیست
گاهگاهی سخنی می گوید با دل کوچک من
ساده تر از سخن ساده من
او مرا می فهمد
او مرا می خواند, او مرا می خواند
یاد او ذکر من است در غم و شادی
چون به غم می نگرم ان زمان رقص کنان می خندم
که خدا یار من است
که خدا در همه جا یاد من است
او خداییست که همواره مرا می خواهد...
یک نفر دلش شکسته بود / توی ایستگاه استجابت دعا / منتظر نشسته بود / منتتظر،ولی دعای او / دیر کرده بود / او خبر نداشت که دعای کوچکش / توی چار راه آسمان / پشت یک چراغ قرمز شلوغ گیر کرده بود
او نشست و باز هم نشست
روزها یکی یکی
از کنار او گذشت
*
روی هیچ چیز و هیچ جا
از دعای او اثر نبود
هیچ کس
از مسیر رفت و آمد دعای او
با خبر نبود
*
با خودش فکر کرد
پس دعای من کجاست؟
او چرا نمی رسد؟
شاید این دعا
راه را اشتباه رفته است!
پس بلند شد
رفت تا به آن دعا
راه را نشان دهد
رفت تا که پیش از آمدن برای او
دست دوستی تکان دهد
رفت
پس چراغ چار راه آسمان سبز شد
رفت و با صدای رفتنش
کوچه های خاکی زمین
جاده های کهکشان
سبز شد
*
او از این طرف، دعا از آن طرف
در میان راه
باهم آن دو رو به رو شدند
دست توی دست هم گذاشتند
از صمیم قلب گرم گفت و گو شدند
وای که چقدر حرف داشتند
*
برفها
کم کم آب می شود
شب
ذره ذره آفتاب می شود
و دعای هر کسی
رفته رفته توی راه
مستجاب می شود...
هرگاه سخنی را به آهستگی به زبان آوردی و پنداشتی کسی را توان شنیدن آن نیست بدان که خداوند میتواند...
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدا با من است،
که فرشته ها برایم دعا میکنند،
که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد.
یادم باشد که قاصدکی در راه است،
که بهار نزدیک است،
که فردا منتظرم می ماند،
که من راه رفتن می دانم و دویدن،
و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدای من اینجاست همین نزدیکیها،
و من، تنها نیستم
...........................................
............M Y G O D.........
You make me strong.
You make me weak
........You lift me off my feet
You give me hope when all my dreams seem like they're out of reach
You make me understand the way a perfect love should be.
You take me to a place so high, I never wanna leave.
I feel you in my side all over..........
I can't imagine life without you by my side.
when the pain is holding me.......
.i think to you and Your touch just sets me free.
you help me.....
..you like me .......
and i dont underestand
###############
آدمـک آخــرِ دنيــاست ، بخند
آدمـک مـرگ هـمین جاست، بخند
آن خـدايي که بـزرگش خوانـدي
به خـدا ، مثـل تـو تنهـاست ، بخند
دستخطي کـه تـو را عاشـق کرد
شوخـيِ کاغــذي ماسـت ، بخند
فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است
فکر کن گريـه چـه زيباست، بخند
صبحِ فردا به شبت نيست که نيست
تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند
راستـي آنچـه بـه يــادت داديم
پَر زدن نيست کـه درجاسـت، بخند
آدمــک نغمــة آغــاز نخوان
به خــدا آخــر دنيـاست ، بخند
- مهر 1388
- شهریور 1388
- مرداد 1388
- تیر 1388
- اردیبهشت 1388
- اسفند 1387
- بهمن 1387
- آذر 1387
- آبان 1387
- مهر 1387
- شهریور 1387
- مرداد 1387
- تیر 1387
- خرداد 1387
- اردیبهشت 1387
- فروردین 1387
- اسفند 1386
- بهمن 1386
- دی 1386
- آذر 1386
- آبان 1386
- مهر 1386
- شهریور 1386
- مرداد 1386
- تیر 1386
- خرداد 1386
- اردیبهشت 1386
- فروردین 1386
- اسفند 1385
- بهمن 1385
- دی 1385
- آذر 1385

